در سالهای اخیر، در زمینه آرایش دائم، به ویژه در برخی سازمانهای مستقر در خارج از کشور، مفهوم «آموزش» به مدلی تبدیل شده است که کمتر بر توسعه مهارتهای حرفهای و بیشتر بر سلسله مراتب داخلی، توزیع عنوان و فروش محصول/فرآیند تمرکز دارد.
از بیرون، هتلهای لوکس، طراحی صحنه، ارائههای سطح بالا و گواهینامههای پر زرق و برق ممکن است چشمگیر به نظر برسند. با این حال، برای دانشجویان، سوال اساسی این است:
آیا این ساختار واقعاً به شما این حرفه را آموزش میدهد، یا شما را به سیستم گره میزند و به ساختاری جذب میکند که جریان رو به بالای پول را تغذیه میکند؟

در این نوع ساختارها، مدل درآمدی اغلب نه با «آموزش باکیفیت» بلکه با ترکیبی از عناصر زیر تقویت میشود:
در چنین ساختارهایی، قوانین سیستم و سلسله مراتب رتبهبندی اغلب به صورت عمومی توضیح داده میشوند؛ حتی ممکن است به صراحت بیان شود که در صورت عدم رعایت برخی قوانین، میتوان عنوان را لغو کرد.
وقتی این ساختار با منطق پلتفرم-اکوسیستم به جای رویکرد کلاسیک موسسات آموزشی مدیریت شود، تمرکز دانشجو از «تسلط بر حرفه» به «ماندن در سیستم و پیشرفت» تغییر میکند.
برجستهترین روانشناسی در سیستمهای هرمی مانند این است:
فردی وارد سیستم میشود، هزینه بالایی میپردازد و سپس با این دغدغه که «این پول نباید هدر برود» سعی میکند در سیستم پیشرفت کند. برای پیشرفت، اغلب اهداف زیر تشویق میشوند:
در این مرحله، آموزش از فرآیند آموزش حرفهای بودن خارج شده و به سیستمی از تعهد و شاخص عملکرد تبدیل میشود. دانشجو، ناخواسته، خود را درگیر «جذب افراد جدید» و «گسترش شبکه» میبیند.
این یک اختلال بسیار مضر برای بخش آموزش است.